|
یه دوست پسر هم نداریم از سربازی معاف باشه هر روز بهش بگیم سربازی واسه تو لازم بود خیلی لوس بار اومدی
یه دوست پسر هم نداریم شارژ ایرانسل بده بهمون بگه خطت رو شارژ کن زود به خودم زنگ بزن یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم ای کاش رشد عقلتم مثل رشد سیبیلت بود یه دوست پسر هم نداریم همیشه حرفمون رو گوش کنه نه فقط موقعی که بهش می گیم دیگه به من زنگ نزن یه دوست پسر هم نداریم هی واسش از جذابیت آقایون کچل بگیم که آخر سر بره دونه دونه موهاشو بکنه جذاب شه یه دوست پسر هم نداریم هی انگشتمونو بزنیم به پهلوش دو متر بپره بخندیم بهش یه دوست پسر هم نداریم با شماره دوستش امتحانمون کنه ما هم سربلند از امتحان بیایم بیرون یه دوست پسر هم نداریم وقتی ناراحتیم الکی از این حرف های امید دهنده بزنه مثلاً همه چی آرومه و اینا یه دوست پسر هم نداریم بهش بگیم می خوام پراید بخرم بگه بقیه پولشو من می دم ۲۰۶ بخر یه دوست پسر هم نداریم که ثانیه به ثانیه یادآوری کنه که ما فقط دوستای معمولی هستیم یه دوست پسر هم نداریم خودمونو واسش لوس کنیم بگه خبه خبه ادای احمق ها رو در نیار یه دوست پسر هم نداریم یه کم شعور داشته باشه به شعورش توهین کنیم یه دوست پسر هم نداریم بهمون بگه مواظب خودت باش از پیاده رو برو رسیدی خونه تک بزن یه دوست پسر هم نداریم نگران این باشیم که یه وقت تو برنامه هاش سفر یه هفته ای به تایلند نزاره یه دوست پسر هم نداریم وقتی عصبانی هستیم با فامیل صداش کنیم مثلاً گوش کن آقای فلانی یه دوست پسر هم نداریم برادرزاده ی ۷ سالمون نیاد بگه عمه فکر کنم هیشکی تورو دوست نداره یه دوست پسر هم نداریم سرما بخوره هی قربون صدقه صدای گرفتش بریم یه دوست پسر هم نداریم اس ام اس عاشقونه بفرسته واسمون به جای جواب عاشقونه گیر بدیم این اس ام اس رو کی برات فرستاده؟ هـــــــــــــا؟؟؟؟ یه دوست پسر هم نداریم شب ها آرزوی وصال کنه روزها آرزوی فراق یه دوست پسر هم نداریم آرزوهامونو بهش بگیم اونم الکی بگه خودم همش رو بر آورده میکنم یه دوست پسر هم نداریم بدونه اس ام اس رو فقط نمیخونن بلکه جواب هم میدن( خداییش این راجع به پسرا ۱۰۰٪ صادقه) یه دوست پسر هم نداریم هی سفر کاری با دوستاش بره شمال یه دوست پسر هم نداریم از ترس ترور شخصیتی بخاطر سیبیل هامون هر دو روز یه بار بریم آرایشگاه یه دوست پسر هم نداریم برامون آواز بخونه با صدای نکرش یه دوست پسر هم نداریم تو خیابون گربه ببینیم بپریم بغلش بگیم وای ببخشید از ترس بود یه دوست پسر هم نداریم درک صحیحی از زمان داشته باشه. میگه ۵ دقیقه دیگه زنگ میزنم هفته ی بعد زنگ نزنه یه دوست پسر هم نداریم وقتی میگیم داره واسم خواستگار میاد ناراحت بشه نگه چه خوب یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم تو دیگه مرد شدی وقت زن گرفتنته یه دوست پسر هم نداریم هر وقت میره مسافرت شارژر گوشیشو جا بزاره تا برگرده گوشیش خاموش باشه هر غلطی خواست بکنه یه دوست پسر هم نداریم که وقتی خسته میشیم کیفمون رو برامون بیاره یه دوست پسر هم نداریم که یکی جز مامانمون شمارمونو از حفظ باشه یه دوست پسر هم نداریم پای رقیب که میاد وسط به جای اینکه بگه انتخاب با خودته یه ذره مبارزه کنه خب یه دوست پسر هم نداریم از اینترنت بدش بیاد اوقات فراغتش رو با ما بگذرونه نه با کامپیوترش یه دوست پسر هم نداریم باهم تخمه بخوریم هی پوستاشو تف کنیم رو سرو صورت هم یه دوست پسر هم نداریم هی گازش بگیریم جای دندونامون یادگاری بمونه یه دوست پسر هم نداریم بوتیک داشته باشه هی بریم از مغازش جنس برداریم به عنوان هدیه یه دوست پسر هم نداریم دو تا ماشین داشته باشه یه زوج یه فرد. هر روز بریم بیرون نه یه روز درمیان یه دوست پسر هم نداریم نصفه شب اس ام اس های محبت آمیز برامون بفرسته صبح بیدار شدیم بخونیم کیف کنیم یه دوست پسر هم نداریم وقتی با گریه بهش زنگ می زنیم نگه هر وقت زر زرت تموم شد بهم زنگ بزن یه دوست پسر هم نداریم نگه هروقت با ۹۱۲ زنگ زدم فقط حرف های مهم رو بگو، چرت و پرت خواستی بگی بگو با ایرانسل ساعت ۱۱ شب به بعد زنگ بزنم یه دوست پسر هم نداریم بشینیم عکس های بچگیشو ببینیم و به درگاه خدا دعا کنیم لااقل بچه ش این شکلی نشه یه دوست پسر هم نداریم کوچه علی چپ رو نشناسه یه دوست پسر هم نداریم بهش بفهمونیم خاطراتش رو واسه خودش نگه داره هی نگه من اینجا خاطره داشتم من با این آهنگ شب هایی داشتم. ما خانم ها حسودیم بفهمید یه دوست پسر هم نداریم وقتی با یه دختر حرف میزنه هی وشگونش بگیریم که یعنی بسه جمع کن خودتو یه دوست پسر هم نداریم یه هفته قبل تولدمون غیب بشه گوشیش خاموش بشه یه هفته بعد از تولد دوباره ظهور کنه بگه عزیزم تصادف کرده بودم یه دوست پسر هم نداریم تو ماشین آهنگ شیش و هشت بزاریم کله هامونو باهم تکون بدیم یه دوست پسر هم نداریم موقع انتخاب واحد بگه عصر کلاس برندار که باهم بریم بیرون (عزیزم یه دوست پسر هم نداریم پفک بخوریم یواشکی دستامونو بمالیم به صندلی های ماشینش یه دوست پسر هم نداریم اول آشنایی شماره ایرانسل بدیم بهش دو روز بعد از آشنایی ۹۱۲ یه دوست پسر هم نداریم خوش سلیقه باشه ما رو انتخاب کنه یه دوست پسر هم نداریم موبایلمون همیشه تو دستمون باشه دیگه هی گم نشه یه دوست پسر هم نداریم حتی گاهی گوشیمونو یهو بگیره بگرده بیبینه خیانت میانت نمی کنیم که یه دوست پسر هم نداریم دستامونو بگیره محکم تو دستاش بگه حالا اگه زورت میرسه بکشش بیرون یه دوست پسر هم نداریم شماره تلفنش بشه همه ی پسوردامون یه دوست پسر هم نداریم که تهدیدش کنیم یا دیگه نباید سیگار بکشه یا اگه میکشه منم باید باهاش بکشم یه دوست پسر هم نداریم که هیچ، دوست معمولیشم نداریم دلمون خوش باشه ====================================
اینو از تو سایت فاز میده برداشتم حالا نویسندش کیه خدا می دونه! | |
|
|
حالمم که خوبه شکر خدا
قربون خودم خبری نیست سلامتی.![]()
می گذره دیگه
یه چند وقت بود نیومده بودم واسه خودم خاطره بگم بخندم دلم پوسیده بود جون خودم
گفتم بیام آپی کنم یه کم دلم وا شه!
اول از همه به خودم اسفند و این برف خوشگله ی اسفند رو تبریک بگم!![]()
خیلی خوب بود . جای خودم که اصلا خالی نبود رفتیم لویزان برف بازی و لیز لیزیو و پاتیناژیو![]()
این دو هفته ی آخرم می رم با خودم خرید عید !
تجریش ، سمنو ، چاقاله بادووم ..![]()
از این ماهی چس قله ها که ۲ هفته بعد از عید بعد اینکه کلی بهش غذا دادیم یه روز صبح پا میشی میبینی اون چس قله بدنش اومده رو آب و تنگ خالیش تا دو هفته بعدش کلی دلتو مور مور می کنه..![]()
هر چقدم این داستان تکرار شه باز خودم و خودم به خودم می گم مگه سفره ی هفت سین بدون ماهی گلی می شه؟
یه ماهی داشتم خودم اسمش سوگل بود .
قده چس بود ، ماهی گلی به اون کوچولویی ندیده بودم.
اینقد فرز بود.هر روز بهش غذا می دادم آبشو عوض می کردم.
تا آخرهای اردیبهشتم زنده بود.
آخرهای اردیبهشت من نبودم خونه ، فاطمه اومد تنگشو تمیز کنه ، زیادی کجش کرد سوگل افتاد تو سبد آشغال کنار ظرف شویی تو تفاله های چایی..
فرداش مرد!خیلی غصه خوردم. واقعا دوس داشتنی بود![]()
ولش کن .چقد خودمو با خاطره های خودم ناراحت کنم.
ترم جدیدم شروع شد و عین خر افتادم رو درس.
واقعا کابوس امتحان های ترم پیش واسم شده هوو!
دیگه بیخیال گشادیه عید و اسفند و اینا شدم . ۲ تا زدم تو سر خودم چسبیدم به درس!
آزمایشگاه میکروبمون خیلی باحاله.
این جلسه اش باید باکتری ها رو کشت می دادیم بعد زیر میکروسکوپ می دیدیم.
کارمون که تموم شد لام رو که روش باکتری بود گذاشتیم زیر میکروسکوپ
میکروسکوپ ۴ تا عدسی داره. ۴ و ۱۰ و ۴۰ و ۱۰۰
وقتی می ذاریم رو ۱۰۰ ، چون عدسی به نمونه چسبیده باید یه قطره روغن بریزیم که خراشیده نشه و کمک کنه بهتر ببینیم.
بعد اینکه روغن ریختیم باید چند بار عدسی ۱۰۰ رو روی نمونه جا به جا کنیم که روغن پخش شه.
منم این کارا رو کردم.رفتم که نمونه رو ببینیم.
تو میکروسکوپو که نگاه کردم دیدیم یه دونه باکتری اون زیر معلومه.
گفتم بذار یه کم نمونه رو جا به جا کنم ببینم دیگه چی هست؟![]()
هی ذره ذره تکون دادم دیدیم باز همونه ، بیشتر تکون دادم دیدیم همونه.
سرمو بردم زیر میکروسکوپ کلا نمونه رو برداشتم باز نگاه کردم دیدیم همون باکتری اس![]()
نگو باکتریه بنده خدا وقتی عدسی رو کشیدم رو نمونه چسبیده به عدسی![]()
![]()
بعدش اومدیم با گوشیه دوستم صبا عکس بگیریم از نمونه مون تو میکروسکوپ .
خود صبا هنوز ندیده بود نمونه رو.
صبا پشت گوشیشو نگین چسبونده ، بعد نور از توی میکروسکوپ می خورد تو این نگین ها ، نور به نور ۷ رنگ شکسته می شد ، این نور ۷ رنگ می خورد تو تصویر
صبا اصلا حواسش به نگین های گوشیش نبود .
یهو زیر میکروسکوپو نگاه کرد دید یه گوله باکتری اون زیره دورشم نور ۷ رنگ داره تکون می خوره
گفت: اون زیر چه خبره جشنه؟؟![]()
خلاصه اینکه کلاسه فانیه!
همین!
کی من؟ کی این؟![]()
======================================
پ.ن ۱: که چی مثلا اومدی اینا رو تعریف کردی؟الان چی شد؟اومدی اینا رو گفتی که چیو ثابت کنی؟
پ.ن ۲: چقد آدما ترسناک شدن!
یه مسیر دولت تا ۴ راه پاسداران رو باید به خاطر فشار پایین تنه ی مرد بغلیم بهش ، ۴ بار از تاکسی پیاده شم سوار یه تاکسیه دیگه شم به امید اینکه مردی کنارم نباشه![]()
پ.ن ۳: آدم اوتو بخوره گیر این پیرمرد هیزا نیفته![]()
پ.ن ۴ : از قدیم گفتن جغد هم نحسه ، هم شومه ، هم پدر سگه ، هم ..... بییییییییییییییب![]()
پ.ن ۵ : برد نهاد رهبری دانشگاه ما :
عکس موسوی پشت میله های زندان با تیتره : یکسال از تاختن موسوی گذشت. او را محاکمه کنید.![]()
پ.ن ۶: یادمه دوم دبیرستان که بودیم ۲۵ بهمن بود برف می اومد در حد بی ام دبلیو اتاق ۷!![]()
بعد هی تند و تند ذوق مرگ می شدیم که فردا تعطیله . بعد هی هر کی مارو میدید می گفت : الکی ذوق نکن زمین داره نفس می کشه برف رو زمین نمی شینه.
با این حساب فک کنم امروز که ۱۳ اسفند بود زمین خفه کرد!!![]()
پ.ن ۷ : نمیدونم گفتم یا نه!
وقتی که یارانه ها رو برداشتن و بنزین شد لیتری ۷۰۰. دوس دختر شاهین کوپه زنگ زد بهش گفت :
شاهین بیا دنبالم.
شاهین گفت : هه هه هه هه خفه شو.بعد گوشیو گذاشت!![]()
البته خودم که خنده ی شاهینو شنیدم می دونم چه جوکه !
پ.ن ۸ : همه چی آرومه منم به شدت خوشحالم![]()
پ.ن ۹ : ندارد
پ.ن ۹+۱ : یه چیزی جا موند . اومدم این دکمه ی ثبت مطلبو بزنم ، دیدم نوشته نظرات بعد از تائید نمایش داده شه.
خواستم بگم اصلا نظر برای این پست غیر فعالم باشه خیلی فرق نداره![]()
پ.ن ۹+۱+۱: یه چیز دیگه هم جا موند .
عکس احمد که برنده شده بود عکس فوکوس روی گلبرگ های گل بود!
یه دقیقه اومدیم خودتونو ببینیم همش تو آشپزخونه بودین![]()
دلمون کپک زد بابا
به جونه خودم هی می خواستم آپ کنما ، کواکب و ستارگان اجازه نمی دادن ای دوستان دانا![]()
![]()
یکی نیس بگه مجبورت کرده بودن وبلاگ بزنی؟
این ترمم تموم شد خدا بخواد!
امیدوارم چیزیو نیفتم.خیلی سخته همه چی!
اوضاع درام شده![]()
اصلا نفهمیدم چه جوری این ترم تموم شد
همش هی می گفتم تازه اول ترمه!
یهو دیدم آخر ترمه
حالا سر امتحان آمار زیستی یه سوال داده بود جدول داشت با ۸ تا ستون ۸ تا ردیف.
جوابش با خط ریز من ۱ صفحه و نیم ورق A4 می شد.
بعد گفته بود که آیا این داده ها دلیل بر تغییر رفتار است؟
منم که هنگ. یه نیگا به داده ها کردم یه کم فک کردم نوشتم خیر![]()
![]()
5 دقیقه مونده بود به آخر امتحان یه کم فک کردم که اگه جواب همه ی مسائل آمار به همین سادگی در می اومد که اداره ی آمار نداشتیم
یهو جوابشو یادم اومد . دیگه داشتم سکته می کردم.![]()
ماشین حسابم قاطی!
2 به اضافه 2 رو می نوشت 4.5 .بعدم یه لبخند تلخی بهم می زد و خاموش می شد.![]()
خیلی اوضاع بدی بود.شکر خدا جوابشو نوشتم.
سر امتحان آز بیوشیمی یه مجهول بهمون داده بودن . باید می گفتیم این چیه!
کلی آزمایش کردم.یهو دیدم زنه می گه ۵ دقیقه وقت دارین.
یه لوله آزمایش سریع برداشتم که مجهول بریزم توش.
دیدم هی محلولم داره می ریزه این ور اون ور.
دستمم می لرزید نمی فهمیدم دارم چی کار می کردم.
یهو دیدم لوله آزماشو سر و ته گرفتم ، هی دارم محلول می ریزم ته بسته لوله ![]()
بعد امتحان با دوستم نشسته بودم.هوا سرد بود.
دیدم گوشه ناخنش سبزه.سبز چمنی!
بهش گفتم دستت چرا سبزه؟![]()
منظورم این بود که جوهر خودکاره یا لاکه!؟
گفت : من همیشه همین جوریم . وقتی سردم میشه اول سبز می شم بعد کبود می شم.![]()
گفتم : وا... چه خارق العاده!![]()
گفت : یعنی تو اینجوری نمیشی؟
گفتم نه والا . یعنی واقعا سبز چمنی میشی؟ ![]()
دستشو نگاه کرد گفت احمق این جوهر خودکاره ![]()
تصور کن آدم سردش بشه سبز چمنی بشه
میگفت آره راستش من گرمم می شه نارنجی میشم ![]()
به همین دوستم یه روز وسط آز شیمی آلی بودیم.
باید میذاشتیم آزمایش ۱.۵ تو دستگاه بمونه.
ماهم نشستیم وسط آزمایشگاه . جو یونیه مام که خر خونی . همه ساکت بودن!![]()
بعد آهنگ جدید محمد علیزاده (این اولین باره
) رو واسش گذاشتم .
با صدای بلند گذاشته بود تو گوشش داشت گوش می کرد.
خودش نمیشنید فک کرد منم کرم.یهو داد زد:
ببین این آهنگ هاتو به من بده . اصلا هر چی آهنگ داری به من بده. چون من آهنگ خیلی دوس دارم.
هر لحظه هم داشت صداش بلند تر می شد ![]()
منم اینقد خندهام گرفته بود نمی تونستم حرف بزنم.
اونم مثه این بچه گداها نشسته بود اون وسط عربده می زد ![]()
![]()
یادش بخیر سر کلاس بیوشمی استاده گفت بچه ها بیماری های کمبود تیانین 3D هستش.
حالا یعنی چی؟![]()
گفتم یعنی 3 بعدیه باید با عینک ببینیمش ![]()
استاده : نه خیر یعنی 3 تا بیماریه که همشون با D شروع میشه ![]()
یادش بخیر تابستون!!
یه بار سوار تاکسی بودم اومدم پیاده شم کفشم موند تو تاکسی
درو باز کردم گفتم ببخشید کفشام جا موند ![]()
طرف فک کرد یولم . میام تو تاکسی کفشامو در میارم ![]()
یه بارم با یاسی تو یه کوچه بودم . وسط کوچه جوب بود.
جلومونم یه لندکروزه بود . آدمم توش بود.
دیدم یه توپ وسط کوچه اس . اومدم خیلی شیک توپه رو شوت کنم ، توپه که کات دار رفت.
کفشم 2 متر پرید هوا ، بر عکس افتاد تو جوب ![]()
![]()
خیلی ضایع بود![]()
یه بارم از کلاس دف برگشته بودم .نیلو و یاسی هم از کلاس برگشته بودن.
پشت حیاط یاسی اینا وایساده بودیم.
نیلو گفت : یه کم دف بزن.
من شروع کردم دور خودم چرخیدن و دف زدن .
نیلو عین احمقا می رقصید . یاسی هم دور تا دور کوچه رو می دوید جیغ می زد.![]()
یهو سرمو گرفتم بالا دیدم پسر همسایه بالایی یاسی اینا اومده تو بالکن سیگار بکشه.
سیگارشو گرفته پایین داره اینجوری مارو نگا می کنه ![]()
![]()
خیلی آبروی یاسی رفت بنده خدا!![]()
یه بار تو پاسداران بودم یه مامانه داشت با بچه اش که 2-3 سالش بود از کنار یه ساختمون نیمه کاره رد می شد.
یهو مامانه به بچهه گفت : مامان از اون ور نرو . مگه نمیبینی خطر سقوط مصالح داره![]()
بچهه هم یه نیگا به مامانه کرد محل نداد رد شد
خواستم بگم خانوم بیخیال به بچه بگو آجر می خوره تو سرت میمیری!
بچه چه می فهمه سقوط مصالح چه کوفتیه!![]()
هی زندگی!
راستی نسل سوخته هم نامزد کرد به سلامتی!![]()
حالا یه چند وقتیه داداشش بد نگام میکنه!
خدا خودش به خیر کنه![]()
دیگه از فردام یونی شروع می شه.
ما می مونیم و حوضمون.
این ترم قراره یه عینک wayfer طبی بگیرم . بشم سوژه یونی!![]()
چه خوش بگذره این ترم!
راستی دکتر احمدم داره عروسی می کنه.
4شنبه خواستگاریشه![]()
دعا کنین همه چی جور شه .بلکه طلسم این خونه هم شکسته شه!![]()
خوب دیگه ملالی نیست جز دوری شما
کی من؟ کی این؟![]()
می دونم خودم من اگه ماهی یه بار اینو آپ نکنم با میت فرقی ندارم.
خوب دیگه باید عادت کرده باشید.
اول از همه به ملت شهید پرور ایران ،به رهبر معظم انقلاب اسلامی ، به آقای هاشمی رفسنجانی ، به آقای ضرغامی و همه ی دوستان عزیز که از تابستون پارسال این دری وری ها رو دنبال کردن بازگشت قدرتمندانه و با شکوه کیستم رو تبریک می گم! ![]()
ایشون اینبار پر قدرت تر ظاهر شدند و از قامت قبلی که ۴ سانت بود به قاموس پر عظمت ۶.۷ سانتی در اومدن و می خوان بگن که ما هستیم و we are able!![]()
![]()
امیدوارم اینبار الکی نریم زیر تیغ ![]()
بگذریم!
چند روز پیش یه 5 دقیقه مونده بود که کلاس زیست جونوریمون تشکیل شه ، گفتم برم آز شیمی ببینم کلاس فردا هست یا نه؟
رفتم تو آزمایشگاه سوالمو پرسیدم داشتم می رفتم سمت در . یه دختره جلوی من بود
یهو دیدم دختره ولو شد.![]()
بعد کم کم داشت کبود می شد.![]()
دیگه خلاصه یونیه مام که وفور دکتر.یکی از استادا رو اوردن که ببینن خوبه یا نه؟
بعد دختره بعده کلی به هوش اومد . حالا لال شده بود!![]()
حالا دختره دم در افتاده بود ، منم کلاسم دیر شده بود.نمی شدم حرفی زد![]()
بعد دختره زبونش که باز شد تکلم گرفت!
بالاخره معلوم شد ساعت قبل تو آز ویروس داشتند با یه ماده ای کار می کردند که توش HIV بوده.
بعد این ماده می ریزه رو دست دختره.
اونم به رو خودش نمیاره . بعد دستشو می کشه به صورتش که زخم بوده.
بعد این ساعت میاد از متصدی آزمایشگاه می پرسه که احتمال بیماری هست ؟
یارو هم گاگول می گه آره!![]()
دیگه دختره این شد که می بینید . به قول کتاب عربی فوقع ما وقع!![]()
خلاصه استاده ویروس اومد داد و بیداد که چرا وقتی نمی دونین الکی زر می زنین؟![]()
من یه ساله بدون دستکش رو این ماده ها کار می کنیم و احتمال بیماری نداره!
این یونیه مام همه چیش با بقیه جاها فرق داره!
اتفاقاتشم پزشکیه![]()
خلاصه اینم از خاطرات یونیه قزمیت ما!
شکر خدا این ترم دیگه جز 2 تا از کلاسام که با بچه های آشناست بقیه اشو تنهام و واقعا علاقه ام نسبت به یونی تکمیل شد . ![]()
کلا یونی هر ترم funny تر از ترم پیش!![]()
به قول خشی بیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــخیال!
دوستای حسین رفته بودن فشم.
بعد یه قرصی می زنن که استرس زیاد می اورده.
بعد یکی از دوستاش توهم می زنه که میگ میگ کرده دنبالش هی از این ور می دویده اون ور!![]()
![]()
توهم از این مسخره تر نبود خدایی![]()
یکیشون رفته بوده دور یه میدون داشته هی دور می زده . بعد یکی دیگه شون با ماشین می ره دنباش.
زنگ می زنه می گه کجایی؟
می گه دور میدونم تو کجایی؟
می گه منم دور میدونم.
نگو این میدون رو جهت عقربه های ساعت می رفته . اون یکی خلاف جهت عقربه های ساعت.
هی همین جوری یک ساعت و نیم میدون رو دور می زدن و همدیگه رو نمی دیدن![]()
![]()
چقد ملت خوشن واقعا![]()
بابام رفته بود مسافرت . واسم یه سری عروسک میکروب اورده!
اینقد خر و نازن![]()
ما تفریحات و سوغاتیامون هم علمیه![]()
اینم عکساش:
این گلبول سفیده![]()

اینم استافیلوکوکوس اورئوس باکتری مولده جوشه:

این یکی هم ساکارومیسز سره ویزیا مخمر نونه :

راستی شاهین کوپه که معرف حضورتون هست؟![]()
همون دوست حسین که سیبیل داشت مثه گامنو و از بین 7000 نفر اسم این در اومده بود واسه حج
بعد گفته بود با یه کاروانی می رم که توش داف باشه.![]()
یادتونه mm می گفت نخند ببین حالا چه جوری این متحول می شه![]()
این آقای شاهین کوپه که حالا شده حاج شاهین کوپه ، می دونین بعد از اینکه از مکه بر می گرده چی کار می کنه؟
سریع میره خونه تیپ میزنه با کوپه اش می ره اندرزگو دور دور![]()
من که گفتم این حاج شاهین کوپه آدم شدنی نیس![]()
خب همین دیگه!
کی من ؟ کی این؟![]()
=============================================
پ.ن 1 : من و فاطمه شدیم مثه اون 2 تا کفتار فسیله ی قهوه ی تلخ . کلا با هم خوشیم![]()
پ.ن 2 : چند روز پیش پای یکی از پسرهای یونیمون کالج masimo dutti دیدم و شدیدا مسرور شدم که بالاخره یه نفر تو این خراب شده رو مد می ره جلو .حالا بگذریم که در شرف خز شدنه!![]()
پ.ن 3 : یک عمر در سرما و گرما با روسری جلو اقوام ظاهر شدیم . بعد هفته ی پیش پسر عموم که صد ساله با هم حرف نمی زنیم اومده می گه : موهای فر چقدر بهت میاد![]()
پ.ن 4: تو که دلواپسم می شی ، همه دلواپسیم میره ![]()
اول مهرتون مبارک![]()
حوصله ی حرف زدن ندارم . فقط اومدم یه عکس هایی بذارم که کلی خاطره رو زنده می کنه ![]()
قابل توجه mm: این عکس ها رو هم از هزار و یک سایت مختلف برداشتم . دیگه نمی شد منبع زد ![]()
موش کور ( مول ) :

پروفسور بالتازار :

زنان کوچک :

دو قلو ها :

تنسی تاکسیدو :

کوتلاس :

آنه شرلی :

رابرت و سه کله پوک :

اسکیپیییییییییییی :

دور دنیا در ۸۰ روز:

زی زی گولو :

بچه های کوه تاراک :

خونه ی مادر بزرگه :

سفرهای میتی کومان :

بازرس دودو:

سمندون:

بارباپاپا:

چوبین :

میو میو عوض می شه :
مجید جان دلبندم :
گوریل انگوری :

مهاجران :

شهر بچه ها :
کماندار نوجوان :
من واسه اولین بار تو این کارتون به معنیه واقعیه داف پی بردم![]()
یادتونه این دختر مو پلاتینه هه همیشه سانسور بود؟![]()

سرندیپیتی و کنا :
اوا اون دافه کیه پشت سر کنا نشسته؟![]()
چرا ما ندیدیمش؟ ![]()

زبل خان :

پسر شجاع :

لولک و بولک :

بامزی قویترین خرس دنیا :

باخانمان :

تام سایر :

ماجراهای گالیور:

بچه میمون های بازیگوش :

رکسیو :
بلفی و لی لی بیت :
خانواده دکتر ارنست :
ممول :







حنا دختری در مزرعه:
بنل :
پوم پوم :
خیلی یول بود![]()
![]()
![]()

اسنورک ها :

آدم برفی :
من عاشق این آدم برفیه بودم![]()
![]()

ای کیو سان :

مگ مگ و دوستانش :
من همیشه واسم سوال بود اونا تو جزیره چه جوری تلویزیون می گیرن![]()

گوش مروارید :
نمی دونم واقعا چرا وقتی این کارتون شروع می شد حسین می گفت بچه ها "گوش وارواریده خر بدون " داره![]()

گربه ملوس:

وروجک و آقای نجار :

من همیشه عقده داشتم ننه ی هاچ و ننه ی ای کیو سان و ننه ی چوبین رو ببینم!
رفتم عقده گشایی کردم فهمیدم واسه چی هیچ وقت تو بچگیم این آرزوهام به حقیقت نمی پیوست![]()
ننه ی هاچ :

ننه ی چوبین:
ماشاا... چه دافی بوده
نمی دونم با وجود ننه به این دافی چرا خود چوبین شبیه یه گوله مو شده ![]()

ولی بازم داغ دیدن ننه ی ای کیو سان موند رو دلم![]()
آدامس خرسی :

آتاری :





وای خدا این کارت بازی ها ! چقدم حال می داد :


.jpg)
آخی این دفترا ![]()






کی من؟ کی این؟![]()
روم به دیوار ، روم سیاه![]()
اینقد نبود احسان و خوشمزگی های بازیگر محبوبم حسن جوهرچی
رو من تاثیر گذاشته بود که اصلا فرصت آپ کردن نداشتم.
تابستونم تموم شد و خدا رو شکر دیگه همه دانشجو شدن![]()
همین جا به ننه نسترنم تبریک می گم ، با باباییه من هم رشته شدن![]()
دکتر احمدم باز تبعید شد اصفهان ، البته امشب بر می گرده.
نمی دونم چه سربازی ای بود که تا ۱ ظهر سر کار بودن ، بقیه اش هم بیکار بودن . شبم هتل می خوابید![]()
شنیده بودیم سربازی طاقت فرساست و از پسرها رو مرد بار میاره ، ولی نه دیگه به این شدت![]()
باباییم (حسین ) هم رفت یه دکتر . بهش گفت تو می میری![]()
حسین هم از همین حالا گفته سر قبرم سلام آخر بذارین![]()
منم تو این ماه رمضونی به دلیل شدیدا گناهی بودن مامیم ، تصمیم گرفتم آشپزی کنم.
روزی که قرمه سبزی پختم حسین اومد خونه گفت : ای ول از این قرمه سبزی آماده هاس؟![]()
روزی که عدس پلو پختم باز هم حسین اومد خونه گفت : آخ جون عدس پلو نذری از کجا؟![]()
و من هم شدیدا نتیجه گرفتم که بیچاره زن حسین !
هفته ی اول یا حسین رو می کشه یا خودشو!![]()
در نتیجه ی همه ی این همه کدبانو گری قرار شد به گفته ی فاطمه قرمه سبزی ها و لوبیا پلو ها ، به گفته ی حسین عدس پلو ها و استنبلی پلو ها و به گفته ی بابام خورش کرفس های خونه رو بعد از این من درست کنم!
در نتیجه این جانب بدبخت شدم![]()
این ماه رمضونی تلفات زیاد داشت!
فاطمه که رسما ۲ تا چشم ازش مونده که می پره این ور اون ور .![]()
بابام کلیه درد نداشت که گرفت!
مامانم هر شب بعد از افطار به گفته ی خودش یه عده میان تو معده اش رخت می شورن!
یاسی هم که رسما قاطی کرده!
رفته بودیم با یاسی و فاطمه تو یه مغازه . یاسی مانتوی پشت ویترین ، تن مانکن رو می خواست.
گفت : آقا ببخشید اون مانتوهه که پشت ویترین تو مانکنه رو میشه بیارین؟
یارو : جان؟![]()
یاسی : نه یعنی اون مانتوهه که تو ویترین پشته مانکنه رو می خواستم![]()
دیگه ترجیح دادیم من و فاطمه اعلام کنیم این بنده خدا روزه اس!
یه کفش تو مغازهه بود رو یه میز. کفشه قهوه ای سوخته بود .
زیر همین میزه یه جفت دیگه از همین کفشه بود ، همون رنگی .
پشت سرمون از همین کفشه طلاییش بود.
فاطمه کفشه که رو میز بود رو برداشت گفت آقا این کفشه رنگه دیگه ای نداره؟
یارو گفت چرا یکی دیگه هست از این تیره تره!
من هی فک کردم تیره تر از قهوه ای سوخته چی میشه؟ شب میشه که ![]()
یارو همون کفشه که زیر میز بود رو برداشت گفت : ایناهاش اینه!!!![]()
من که ترکیدم از خنده .
فاطمه کفش طلاییه که پشت سرش بود رو برداشت گفت فک کنم کمرنگه این باشه!
از همون جا بود که فهمیدیم این بنده خدا هم روزه اس!![]()
بابام شب تا سحر بیدار بود ، دیگه ساعت ۳.۵ رفت خوابید .
سحر که شد منم بیدار بودم رفتم پیش فاطمه و مامانم یه کم بخندیم .
بابام پاشد . مامانم می گه بهمن مگه نخوابیده بودی؟
می گه : نه خواستم بخوابم ولی هی صدای تلفن نمازخونه می اومد نذاشت بخوابم!![]()
البته هر سه تامون فهمیدیم منظور پدر خانواده همون صدای بلندگوی مسجده!![]()
فاطمه هم سر افطارا ژاپنی می شه و کلا هیچ کس نمی فهمه این بچه چی میگه و چی می خواد!![]()
آروینم اصلا حالش خوب نیست . به عنوان مثال می تونم به یکی از sms های نامبرده در یکی از روزهای ماه رمضون اشاره کنم :
عرعر عرعرعر ، به من می گن خر!
یه عمره که خر هستم!
همیشه باربر هستم!
خری که میگن من هستم !
گوشیه موبایل به دستم ، در حال خوندن هستم!![]()
و همون جا بود که من شدیدا به مسئولیت خودم تجویز کردنم که آروین تحت هیچ شرایطی دیگه نباید به روزه گرفتن ادامه بده! ولی کو گوش شنوا؟![]()
نسترنم که تو دری وری گفتن کل هرچی روزه داره محترم رو خوابونده!![]()
من نمی دونم آخه مگه کسی زورتون کرده وقتی تواناییشو ندارین روزه بگیرین؟![]()
بگذریم!
گفتم شوهر عمم خیلی آدمه عشقیه !![]()
یه ایده ی جالب واسه خودش داره!
می گه : گفتن آدم اگه یک ساعت در راه خدا جهاد کنه به اندازه ی هزار سال نماز و روزه اس!
پس من که ۳ سال رفتم جبهه به اندازه ی نوه نتیجه هامم نماز روزه دارم!![]()
واسه همین نه نماز می خونه نه روزه می گیره!
( حلال زاده همین الان sms زد عید رو تبریک گفت)
راستی این جریانه این کشیشه هست که می خواد روز ۱۱ سپتامبر به تعداد کشته شده های ۱۱ سپتامبر قرآن بسوزونه رو فاطمه واسم گفت .
بعد کلا دیگه بحث عوض شد و کلا راجع به اون دیگه حرف نمی زدیم.
بعد یهو فاطمه گفت اصلا می دونی واسه چی می خواد قرآن رو بسوزونه؟
من فک کردم می گه می دونی واسه چی می خوان غلام رو بسوزونن؟ (اسم شوهر عمم غلام رضائه )
گفتم : ای واااای !! واسه چی می خوان آقا غلامو بسوزونن؟ مگه چی کار کرده؟![]()
![]()
![]()
به خدا اصلا حالم بد شد. تو دلم خالی شد!!
جو روزه ی ماه رمضون خونه منم گرفته حاله منم بد شده !![]()
یادش بخیر پیش دانشگاهی بودیم . یه شعر تو کتاب دین و زندگی داشتیم که در وصف خدا بود.
می گفت : به دریا بنگرم ، دریا تو بینم به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان از قامت رعنا تو بینم
معلم دینیمون از یکی از بچه ها پرسید این شعر باباطاهر که برای سرشت خدا آشنا بود چی بود؟
اونم یادش نمی اومد گفت : به دریا بنگرم دریا ببینم به صحرا بنگرم صحرا ببینم
کلا به خدا کاری نداشت فقط از مناظر لذت می برد![]()
کلا همین دیگه!
عیدتونم مبارک !![]()
یادش بخیر پارسال وقتی فهمیدیم عیده چه کارا که نکردیم!
دلم لک زده واسه یه الله اکبر!![]()
کی من ؟ کی این؟![]()
روزه نمازتون قبول![]()
روز اول ماه رمضون کلی غم گذاشتن رو دلمون![]()
نمی دونم کی گفته مجری ماه محبوب رو عوض کنین؟![]()
اونم کی؟ ![]()
حسن جوهرچی![]()
احسان جــــــــــــــــوووونم![]()
باز کدبانوگریم گرفت!
دیدم مامانه روزه اس! گناه داره طفلی وایسه تو آشپزخونه.
رفتم یه قرمی سبزی ای درست کردم که همه پر پر شدن![]()
تازه واسه افطاری هم شله زرد پختم![]()
چه سریال های چرتی هم داره تلویزیون!
فارسی ۱ هم که الحمدلله بالکل پرید![]()
من که فاصله ها رو ندیدم ولی اونم شکر خدا تموم شد
و من خدا رو شکر کردم که وقتم رو تلف همچین سریال چرتی نکردم![]()
مثکه کل سریال پیام اخلاقی بود!
منم امروز عصر یه تیکه از سریالو دیدم و یه پیام اخلاقیه خیلی کاربردی از سریال یاد گرفتم![]()
اونم این بود که " هیچ گاه مورانو اتو نزنین" ![]()
![]()
حداقل این قسمتش مفید بود .
دست کارگردان و سایر عوامل فیلم و آقای ضرغامی و رئیس جمهور محبوب و مقام معظم رهبری درد نکنه ![]()
مرگ بر ضد ولایت فقیه ![]()
راستی یه چیزی از بچگیم یادم افتاد!
بچه که بودم این نماز جمعه اینا رو که می دیدم و می شنیدم این شعار رو می دن !
همش فک می کردم به جای ضد می گن حفظ!!![]()
هی همین جوری که می شنیدم مونده بود تو ذهنم![]()
من مادر زادی فتنه گر و برانداز و منافق بودم![]()
کی من؟ کی این؟ ![]()
آخه دیدم هر روز سحرا همه شبکه ها دعای ابوحمزه ثمالی رو پخش می کنن !
سحرهم که ملت همه چشما درز قلک ! به زور می بینن چی می خورن !![]()
چه برسه به اینکه ببینن دعائه چی می گه![]()
خداییش دعای خوشگلیه![]()
این یه قسمت هاییشه . ولی خداییش اگه حوصله کردین بخونینش!
اول از همه هم بگم :
منبع : ابوحمزه ثمالی (قابل توجه mm
)
اي پروردگار من ...
بهوسيله خودت من ترا شناختم
و تو مرا برخود راهنمايي كردي و بهسوي خود خواندي
و اگر تو نبودي من ندانستم كه تو كيستي
ستايش خدايي را كه ميخوانمش و او پاسخم دهد
و اگرچه وقتي ميخواندم بهكندي به درگاهش روم
و ستايش خدايي را كه ميخواهم از او و به من عطا ميكند
و اگرچه در هنگامي كه او از من چيزي قرض خواهد من بخل كنم
و ستايش خدايي را كه هرگاه براي حاجتي بخواهم او را ندا كنم
و هر زمان بخواهم براي راز و نياز بدون واسطه با او خلوت كنم و او حاجتم را برآورد.
ستايش خدايي را كه مرا به حضرت خود واگذار كرده
و از اين رو به من اكرام كرده و به مردم واگذارم نكرده كه مرا خواركنند
و ستايش خدايي را كه با من دوستي كند در صورتي كه از من بي نياز است
و ستايش خدايي را كه نسبت به من بردباري كند تا به جايي كه گويا گناهي ندارم!
ميخوانمت اي آقاي من به زباني كه گناه لالش كرده.
پروردگارا با تو راز گويم بهوسيله دلي كه جنايت به هلاكتش كشانده!
ميخوانمت اي پروردگار من هراسان و خواهانو اميدوار و ترسان.
اي مولاي من هنگامي كه گناهانم را مشاهده ميكنم هراسان شوم
و چون بزرگواري تو را بينم به طمع افتم.
خدايا اگر بگذري بهترين مهرورزي و اگر عذاب كني ستم نكردهاي،
دليل و بهانه من اي خدا در اينكه دليري كنم در سوال كردن از تو ( با اينكه رفتارم خوشايند تو نيست) همان جود و كرم تو است
و ذخيره من در سختيام با بي شرمي من همان رأفت و مهرباني تو است
و به كرم ذاتت از سرزنش كردن من درگذر
پس اگر ديگري جز تو بر گناهم آگاه ميشد آن گناه را انجام نميدادم
و اگر از زود به كيفر رسيدن ميترسيدم باز هم خودداري ميكردم
و اينكه با اين وصف گناه كردم نه براي آن بود كه تو سبكترين بينندگاني
و يا بي مقدارترين مطلعين هستي
بلكه براي آن بود كه تو اي پروردگار من،
بهترين پوشندگان و حكم كنندهترين حاكمان و گراميترين گراميان و پوشاننده عيوب و آمرزنده گناهاني
اگر گرفتاري پيش آمدي برايم رخ داده كه پايم لغزش پيدا كرده و ميان من و خدمتگزاريات حائل گشته،
و اي آقاي من، شايد مرا از درخانهات راندهاي و از خدمتت دورم كردهاي
يا شايد ديدهاي سبك شمارم حقت را ، پس دورم كردهاي
يا شايد ديدهاي از تو رو گرداندهام، پس خشمم كردهاي
يا شايد مرادر جايگاه دروغگويان ديدهاي، پس رهايم كردهاي
يا شايد ديدهاي سپاسگزارنعمتهايت نيستم ، پس محرومم ساختهاي
يا شايد مرا در مجلس علما نيافتهاي ، پس خوارم كردهاي
يا شايد مرا در زمره غافلانم ديدهاي، پس از رحمت خويش بي بهره ام كردهاي
يا شايدمرا مأنوس با مجالس بيهوده گذرانم ديدهاي، پس مرا به آنها واگذاشتهاي
يا شايددوست نداشتي دعايم را بشنوي ، پس از درگاهت دورم كردهاي
يا شايد به جرم و گناهم كيفرم دادهاي
يا شايد به بي شرميام مجازاتم كردهاي
پس اگر از من درگذري پروردگارا بجاست چون بسيار اتفاق افتاده كه از گنهكاران پيش از من گذشتهاي
زيرا كرم تو پروردگارا برتر ازكيفر كردن تقصيركاران است
و من پناهنده به فضل توام و از ترس تو بهسوي خودت گريختهام
و درخواست انجام وعدهات را در چشم پوشي از كسي كه خوش گمان به تو است دارم.
آقاي من
من همان بنده خردسالي هستم كه پروريدي
و همان ناداني هستم كه دانايش كردي
و همان گمراهي هستم كه راهنمايياش كردي
و همان پستي هستم كه بلندش كردي
و همان ترساني هستم كه امانش دادي
و گرسنهاي هستم كه سيرش كردي
و تشنهاي هستم كه سيرابش كردي
و برهنهاي هستم كه پوشانديش
و نداري هستم كه دارايش كردي
و ناتواني هستم كه نيرومندش كردي
و خواري هستم كه عزيزش كردي
و دردمندي هستم كه درمانش كردي
و خواهندهاي هستم كه عطايش كردي
و گنهكاري هستم كه گناهانش را پوشاندي
و خطاكاري هستم كه از او گذشتي
و اندكي هستم كه بزرگش كردي
و خوارشمردهاي هستم كه يارياش كردي
و آوارهاي هستم كه جا و مأوايش دادي.
منم پروردگارا آن كسي كه در خلوت از تو شرم نكردم
و در آشكارا هم رعايت تو را نكردم.
منم صاحب مصيبتها و ماجراهاي بزرگ،
منم كسي كه بر آقاي خود دليري كرده،
منم كسي كه نافرماني برپادارنده آسمانها را كردهام.
منم كسي كه براي نافرمانيهاي بزرگي كه كردهام رشوه دادهام،
منم آن كسي كه هرگاه نويد گناهي رابه من ميدادند به سويش شتابان ميرفتم.
منم كه مهلتم دادي ولي من به خود نيامدم
و بر من پوشاندي ولي من شرم نكردم
و نافرمانيها كردم و از حد گذراندم
و از چشم خود مرا انداختي و من اعتنا نكردم
پس باز هم به بردباريات مهلتم دادي
و به پرده پوشيات مرا پوشاندي تا بدانجا كه گويا از ياد من بيرون رفتي
و از كيفرهاي گناهان مرا دور داشتي تا به حدي كه گويا از من شرم كردي.
خدايا درهنگام گناه كه من نافرمانيات كردم
نه از باب اين بود كه پروردگاريات را منكر بودم و يا دستورت را سبك شمردم
و يا خود را در معرض كيفرت درآوردم و يا تهديدهاي تو را بي ارزش فرض كردم،
بلكه گناهي بود كه پيش آمد
و نفس سركش نيز آنرا آراست و هواي نفس نيز چيره شد
و بدبختي هم كمك كرد و پرده پوشي تو هم مرا مغرور كرد
و در نتيجه تا آنجا كه ميتوانستم در نافرماني و مخالفت تو كوشيدم،
ولي اكنون كيست كه از عذاب تو مرا نجات دهد
و از دست دشمنان در فرداي قيامت چه كسي خلاصم كند
و به ريسمان چه كسي چنگ زنم اگر تو رشته خود را از من قطع كني.
پس چه رسوايي است براي من بر آنچه نامه تو از عمل من شماره و احصا كرده
كه اگر اميد من به كرمت و وسعت رحمتت نبود
و از نااميد شدن بازم نميداشتي به محض آنكه به ياد آنها ميافتادم يكسره نااميد ميشدم.
خدايا اگر مرا به زنجير و بند گرفتارم كني
و بازداري از من عطايت را در ميان انظار مردم
و رسواييهايم را به چشم بندگانت آري
و دستور بردنم را بهسوي دوزخ صادر كني و ميان من و نيكان حائل گردي،
من هرگز اميدم را از تو قطع نخواهم كرد و
آرزومنديام را از عفو تو بازنگردانم
و بيرون نرود محبتت از دلم
و من نعمتهايي كه در دنيا به من دادي
و پرده پوشيهايت را فراموش نميكنم.
اگر من بر اين حال بهسوي قبرم منتقل گردم زيرا كه آماده اش نكردهام براي خوابيدنم
و فرش نكردهام آنرا به عمل صالح براي آرميدنم
و چرا گريه نكنم در صورتي كه نميدانم به چه سرنوشتي دچار گردم؟
من نفس خود را چنان بينم كه با من نيرنگ زند و روزگارم را كه مرا بفريبد
در حالي كه مرگ بالهاي خود را بر سرم گسترده پس چرا گريه نكنم؟
گريه كنم براي جان دادنم
گريه كنم براي تاريكي قبرم،
گريه كنم براي تنگي لحدم،
گريه كنم براي سوال نكير و منكر از من،
گريه كنم براي بيرون آمدنم از قبر برهنه و خوار كه بار سنگينم را به پشتم بار كرده.
يكبار از طرف راستم بنگرم و بار ديگر از طرف چپ
و هريك از خلايق را در كاري غير از كار خود ببينم.
براي هر يك از آنها در آن روز كاري است كه به خود مشغولش دارد
چهرههايي در آن روز گشاده و خندان و شادمانند
و چهرههايي در آن روز غبارآلود است و سياهي و خواري آنها را فراگرفته
اي آقاي من بر تو است تكيه و اعتماد و اميد و توكلم و به رحمت تو آويختهام،
رحم كن در اين دنيا به غربتم
و هنگام مرگ به غمزدگيام
و در قبر به تنهاييام
و در لحد به وحشت و بيكسيام
و هنگامي كه در برابرت به پاي حسابم آورند به خواري جايگاهم رحم كن
و بيامرز براي من آنچه از كردارم كه بر مردم پوشيده مانده
و ادامه بده برايم آنچه را كه بدان مرا پوشاندي
و در آن حال كه در بستر مرگ افتاده و دستهاي ياران مرا به اين سو و آن سو كنند
بر من رحم كن و در آن حال كه روي سنگ غسالخانه دراز كشيدهام
و همسايگان شايستهام به اينطرف و آنطرف ميگردانند
بر من تفضل كن و هنگامي كه خويشان اطراف جنازهام را بر دوش گرفتهاند با من مهرباني فرما
وهنگامي كه تك و تنها در ميان گودال قبر بر تو وارد شوم بر من بخشش كن
و به غربت من در آن خانه تازه و نو رحم كن بهطوري كه بهجز تو انس نگيرم.
اي آقاي من اگر مرا به خودم واگذاري هلاك گردم.
آقاي من!
سوگند به عزت و جلالت اگر مرا در مورد گناهان بازخواست كني
من نيز تو را به عفو و گذشتت مطالبه ميكنم
و اگر به پستيام مرا مؤاخذه كني
من هم به كرمت تو را مطالبه ميكنم
و اگر به دوزخم ببري به دوزخيان گزارش ميدهم كه دوستت دارم اي خداي من !
دیروز گفتم قبل از اینکه ماه رمضون شروع بشه یه کدبانو گری اساسی از خودم نشون بدم.
نشستم کیک پختم!![]()
کیک کارامل گردویی![]()
خیلی خوشمزه شد![]()
اینم عکسش:

از پس فردام ماه رمضونه! دوباره ماه محبوب داره![]()
ولی خداییش ۱۶ ساعته ها! خیلی حرفه روزه گرفتن تو تابستون![]()
یادش بخیر سالهای پیش با نسترن و آروین ۳-۴ ساعت قبل از افطار می اومدیم نت ، عکس غذا و شیرینی و کیک به هم نشون می دادیم![]()
خیلی خداییش عذاب آور بود! لوبیا پلو چــــــــرب ، باقالی پلو با گوشت ، آش رشته ![]()
همین الانشم گشنم شد![]()
از همه بیشتر من آش و حلیم خریدنشو دوس دارم!
ماه رمضونا یکی باید منو از صف آش و حلیم و نون جمع کنه![]()
یادش بخیر چند سال پیش شب قدر بود ، جایی هم نرفته بودیم . همه خوابیده بودن .
ساعت ۲ اینا بود . فقط من و احمد بیدار بودیم!
احمد گفت : من دارم می رم بخوابم تو نمی خوابی؟
گفتم : نه من بیدارم تو برو بخواب!
گفت : میل خودته ! ولی یه آیه هست که می گه :
" لیلة القدر خیرٌ من الف شهر ، تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کلّ امر!! "
حالا بیدار بمون![]()
بعد رفت خوابید!
من یه کم نیگا به اطرافم کردم ، اینگار دنبال روح می گشتم![]()
یه کم با خودم فک کردم دیدم صلاح نیس این موقع شب بیدار باشم ، رفتم خوابیدم![]()
همین دیگه![]()
کی من؟ کی این؟ ![]()
===========================================
پ.ن ۱ : همچنان خورشید به آسمان و زمین روشنی می بخشد و در سپیده دمان زیباست .
ابرها ، باران به نرمی می بارند . دشتها سبزند ، گزندی نیست .
شادی هست ، دیگران راست !
اینک البرز بلند است و سر به آسمان می ساید .
ما در پای البرز ایستاده ایم و در برابرمان دشمنانی از خون خودمان با لبخندی زشت!
و من مردمی را می شناسم که هنوز می گویند:
" آرش باز خواهد گشت"
منبع : کامبیز حسینی
(mm منو نزنی!
)
پ.ن 2 : خدا از سر تقصیرات هممون بگذره !
یونی حسین اینا واسه حج عمره ثبت نام کرده .
از بین 7000 نفر ، 14 نفر فقط اسمشون در می اومد!
یکی از این 14 نفر شاهین دوست حسینه!
نمی دونین که جونوریه!
شبیه گامنوئه ، سیبیل![]()
حالا گفته با یه کاروانی می رم که داف توش باشه![]()
پ.ن 3 : منو باش فک می کردم این آرمین حالش بده ! اومده آهنگ داده قری شاد!![]()